شهمردان بن أبى الخير رازى

پيشگفتار مصحح 48

روضة المنجمين ( فارسى )

چند نمونه از جمله‌هاى كتاب ص 1 : كارها بر بهى و راستى رانذ ص 51 : چنانك هيچ كس زن نيارستى كردن ص 51 : ملك چون خواست كه دستكشى كنذ برجست و ملك را بكشت ص 151 : زنى است دوشيزه و موى بر كشفته ص 169 : نگاه بايذ كردن تا هيچ ستاره هست كه نور هردو را جمع كنذ ص 170 : چنانك خواستى خوذ آن كار نكرده بوذى هرگز ( نسخهء توبينگن ، چونانك ) ص 170 : دانسته باذ خواجه را كى چون دانسته باشى ص 289 : اگر دايرهء او تنگ بوذ فاهم فراز آمذه . . . ص 314 : فرزند دو بيك شكم بسيار آيذ ص 402 : سبحان غذا قادر توان كردار كى بحكمت خويش چونان كى بايست آفرينش كرد ص 448 : چندان كى مهتر بوذ ، حال او بهتر بوذ ص 449 : دنبلها بر تن او برآيذ و بدشخوارى زندگانى كنذ ص 458 : در زبانش گرانى بوذ و بسيار انديشهء مخالف كنذ ص 459 : در گوش گرانى آورذ و بذخوى باشذ و چيزها پذيرذ و تمام نكنذ و زبان سنگى دارذ ص 475 : از جهت زنان خرّمى يابذ و چرب سخن باشذ ص 486 : با خود غلبه گيرذ ص 506 : هم چنانك گفتيم وا لكن از آفتها رستگارى بوذ ص 514 : خدمتگران و بندگان بيفرايند ص 520 : برادران و مال فزون شوذ و هر كارى كه آغازد تمام كنذ جليل اخوان زنجانى بهار 1382 خورشيدى